دستهای پینه بسته
خوب می دانم همه ی ما با شنیدن این سرمقاله به یاد آن کشاورز زحمت کشی می افتیم که بر اثر کار زیاد دستهایش پینه بسته است اما آیا تاکنون در دوران تحصیل خود به دستان معلم خود نگاه کرده اید آری دستانی که زحمتی همچون آن کشاورز که شاید بیشتر نیز می کشد ,درست است دستان معلمان ما پینه بسته است ,دستانی زحمت کش که کمترین توجه به آنها در کشورما شده است دستانی که هر که به مقامی می رسد از زیر همین دستها می گذرد و رهسپار افقهای روشن می شود...........
دستانی که گچ تخته های کلاسها آنها را خشک و فرسوده و پینه بسته کرده است دستان انسانهایی که صدای اعتراض شان سرکوب شد صاحبان این دستان طلب حق کردند و ظلم گریبانشان را گرفت ,صاحبان این دستان طلب رفاه کردند و خشونت گریبانشان را گرفت,معلمان خواستند نه از حیث زیاده خواهی بلکه از سر نیاز طلب حق کردند.آنها از جامعه-حکومت-نظام آموزشی طلب زندگی معمولی و راحت کردند سرکوب شدند. (آیا در جامعه ی ایرانی امروز این طور نیست :گروهی که زحمت بسیار می کشد کمترین توجه به آن می شود؟)
آری دستهای پینه بسته ی معلمان خود را بنگریم و بدانیم که معلم ها نیز دستهای پینه بسته دارند,پینه بسته از گچ تخته ی کلاس, پینه بسته از ظلم و بی توجهی و پینه بسته از سرکوب صدای اعتراض به حق آنان برای طلب حق خود.
چند روز پیش معلم دوران دبیرستان خود را در اتوبوس دیدم بسیار اندوهگین شدم لباسهای بسیار نامناسبی داشت که شاید حاکی از فقر او در معیشت زندگی بود البته این لباس بسیار ارزش والایی دارد نسبت به آن لباس اعیانی که بر تن کسی است که حق این غشر از جامعه را پایمال می کند. بعد ناگهان چشمانم به دستهای پینه بسته ی این معلم زحمتکش افتاد.
آری پینه بسته بود دستانی که خدمت کرده به این ملت به فرزندان این ملت به همان کسانی که امروز باید حق خود را از آنها بخواهد.نکته ای که بسیار باعث تاثر من شد این بود که شباهت این دستان با یک عضو از این فرهنگیان خلاصه نمی شود اکثریت آنها این چنین شرایطی دارند.همه دستانی پینه بسته و خسته ,خسته از درس و کلاس و آموزش و دانش آموزان نه که این همان راه انبیائ ما و غایت معلمین است خسته از تامین معاش به سخت ترین گونه حتی در دوران بازنشستگی .
نگاه بی توجه تو ای مسئول که امروز معلمت را فراموش کردی روزی در دادگاه عدل مردئ و از آن بزرگتر و مهم تر دادگاه عدل اللهی مورد بازخواست قرار خواهی گرفت. امید است روزی آنچه که حق این پایه گذاران علم و فرهنگ است در میهن ما به آنها داده شود تا معیشت آنها به سادگی امکان پذیر باشد. امید است به روزی که صدای اعتراض به حق هیچ انسانی در کشورمان سرکوب نشود. امید است که هیچ شاگردی هرگز معلم خود را در لباس فقر نبیند.




0 نظرات:
ارسال یک نظر