ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم ... باز بايد سرنوشت از سرنوشت خاتمي در سمينار "نقش مذاهب در ايجاد صلح" عدالت بدون آزادي، توهمي از عدالت است امید داریم در سال جدید تمام خواست های ملت ایران محقق شود به وبلاگ قسمتی با نام 8 دولت 8 کابینه اضافه شده که به معرفی کابینه ی 8 دولت ایران می پردازد و تصاویر و مقالاتی پیرامون این 8 کابینه ارائه می شود از این پس قسمتی با نام حوادث خیابانی به وبلاگ اضافه می شود که شرح حوادثی که در جلوی چشم نگارنده ی این وبلاگ رخ داده است را ثبت می کند

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

خودزنی مظلومان فلسطینی

خودزنی مظلومان فلسطینی
یادم میاد اون موقع که دبیرستانی بودم یه همکلاسی داشتیم که به شدت ناآرام بود یعنی اینکه درتمام مدت مشغول آزار و اذیت دیگران بود جوری که از معلم و شاگرد گرفته تا ناظم و مدیر از دست این موجود عاصی بودند.
این پسر یک لحظه هم از دعوا و کتک کاری با همکلاسی ها دست برنمیداشت انگار از آزار بقیه انرژی میگرفت و بدون اون نمیتونست زندگی کنه.
مدیر مدرسه که آدم با تجربه ای بود به بچه ها توصیه میکرد که زیاد دور و بر این آدم نرید
 و در توصیف این موجود می گفت اگه فلانی رو توی یه اتاق تنها زندانی کنید و کسی رو گیر نیاره برای اذیت وازار  دست میکنه گوش خودش رو خون میاره.
چند روزاخیر وقتی اخبار مربوط به درگیری داخلی گروههای فلسطینی رو با هم دیگه می شنیدم یاد
 حرف اون مدیر افتادم
حالا دیگه پای اسرائیل درمیان نیست بلکه فلسطینی ها خودشون همدیگر رو میکشن
البته اسرائیل هم دست کمی از اونها نداره ولی قبول کنید این اعراب فلسطینی هم
موجودات غریبی هستند
اونها حتی به قول و قراری که خودشون با خودشون هم میذارن پایبند نیستند
قبل از خواندن اخبار در این مورد بهتر است اطلاعات زیر را داشته باشید

گروه ها وجنبش های فعال فلسطینی:

جنبش فتح  ,جنبش حماس  ,جنبش جهاد اسلامی, جبهه ملی فلسطین , جبهه دمکرات

...............................................
معرفی جنبش " فتح"


فتح شكل وارونه واژه "حتف" است و این واژه علامت اختصاری حركة التحرير الفلسطينية (جنبش رهایی بخش فلسطین) است كه در پایان دهه 50 و آغاز دهه 60 و پس از "تجاوز سه گانه" به كشور مصر در سال 1956 و اشغال نوار غزه توسط "اسرائیل" تاسیس شد. هسته اصلی این جریان (فتح) به صورت محرمانه در پایان دهه پنجاه و آغاز دهه 60 در سوریه، لبنان، اردن و چندین كشور منطقه شكل گرفت. طولی نكشید كه این جنبش در نوامبر سال 1959 ماهنامه ای را با عنوان "فلسطین ما" منتشر كرد كه منادی شكل گیری یك دولت فلسطینی مستقل از رژیم های عربی و مخالف قیمومت عربی بر ملت فلسطین بود.

پس از اینكه فتح عزم خود را جزم كرد و تصمیم گرفت در مسیر مذاكره با رژیم صهیونیستی گام بردارد مرام نامه خود را تعدیل كرد و بند مربوط به محو "اسرائیل" از صفحه روزگار و آنچه را كه با پیمان اسلو در تضاد بود حذف كرد و این رویكرد در پیام یاسر عرفات رئیس سازمان آزادی بخش فلسطین "ساف" به "اسحاق رابین" نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی قبل از امضای اسلو مبنی اینكه ساف "اسرائیل" و حق برخورداری آن از امنیت و صلح را به رسمیت می شناسد ظهور كرد. وی در این پیام پایبندی ساف به تلاش مسالمت‌ آمیز در جهت حل فصل درگیری میان طرفین فلسطینی و صهیونیستی و كنار گذاشتن تروریسم (مقاومت) و ملزم كردن تمامی اعضای این سازمان به این امر را مورد تاكید قرار داد. در بخشی از این پیام آمده است:" در پرتو آغاز عصری نوین و امضای مرام نامه جنبش فتح و پایبندی طرف فلسطینی به قطعنامه 242 و 338 شورای امنیت، سازمان آزادی بخش فلسطین تاكید می كند كه بندهایی از این پیمان نامه كه موجودیت "اسرائیل" را نادیده می گیرد و با تعهدات مذكور در این پیام تناقض دارد ملغی است و دیگر موضوعیت ندارد و قابل اجرا نیست؛ از این رو ساف متعهد می‌‌شود كه رسما موافقت خود با تغییرات ضروری بندهای این مرام نامه را تقدیم شورای ملی فلسطین می‌كند.
......................................

معرفی جنبش "حماس"

“حماس” نام اختصاری “حركه المقاومه الاسلاميه ” بوده كه جنبش مقاومت مردمی ـ ملی است
گرچه جنبش مقاومت اسلامی “حماس” بيانيه اعلام موجوديت خود را در 15 دسامبر 1987 م منتشر ساخت ليكن ريشه های شكل گيری جنبش به دهه های چهل اين قرن (ميلادي) باز می گردد. به ديگر سخن “حماس” امتدادی از جماعت اخوان المسلمين بشمار می رود. اخوان المسلمين پيش از اعلام موجوديت جنبش اسامی ديگری برای بيان مواضع سياسی خويش در قبال مسأله فلسطين از جمله “المرابطون علی ارض الاسرا ” و “جنبش مبارز اسلامی ”و.. استفاده كرده بود.
این جنبش میخواهد اسرائیل را از نقشه محو کند به همین دلیل مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران میباشد.
..............................................................

معرفی جنبش " جهاد اسلامی "

جنبش جهاد اسلامی در اواخر دهه هفتاد ميلادی توسط شماری از جوانان فلسطینی دانشگاه های مصر و در راس آنان شهید دكتر فتحی شقاقی (رحمه الله) بنيان نهاده شد.
.......................................................

گردان عزالدین قسام: شاخه نظامی حماس
گردان شهدای الاقصی : شاخه نظامی فتح
فتح الاسلام : انشعابی جدا شده از جنبش فتح که در حال حاضر داره با فتح و ارتش لبنان میجنگد.كشف انبار بزرگ تسليحات فتح الاسلام در نهرالبارد

..........................................................................................................................................

اسماعیل هنیه: نخست وزیر فلسطین و از اعضای اعتدالگر حماس


..........................................................................................................................................

محمود عباس ( ابومازن ): رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین(طبق قانون او میتواند دولت ونخست وزیررا برکنار کند) او عضو جنبش فتح میباشد.

...........................................................................................................................................

خالد مشعل : رهبر سیاسی حماس

..............................................

صائب عریقات : مذاکره کننده ی ارشد فلسطین
..............................................

ابو عمار : یاسر عرفات  (چهل سال ریاست کمیته مرکزی جنبش فتح، سی و شش سال ریاست کمیته اجرایی سازمان آزادی بخش فلسطین و ده سال حضور در رأس هرم تشکیلات خودگردان در کرانه باختری و نوار غزه.)
در اوایل انقلاب ایران روابط صمیمی با رهبران ایران داشت از ایران کمک های زیادی در ان زمان دریافت کرد.اما . . .
اما وقتی جنگ ایران و عراق شروع شد یه حرف تاریخی زد:
او گفت ایران دوست ما است ولی صدام برادر ماست.




و اما اصل ماجرا:
.................................................................
صدها تن از افراد مسلح حماس با پرتاب راكت و خمپاره، مقرهاي نيروهاي امنيتي وابسته به فتح را در شمال نوار غزه به كنترل خود در آورده و بدين ترتيب در نبرد براي كسب كنترل غزه، به پيروزي شگرفي دست يافتند.رويارويي ميان افراد مسلح فتح و حماس در روزهاي اخير به شدت با شكلي بسيار وخيم افزايش يافته به گونه‌اي كه افراد دو طرف، يكديگر را در خيابان‌ اعدام كرده و در بيمارستان‌ها به سوي هم نشانه مي‌روند.در همين حال، فرماندهان فتح از اين امر شكايت كردند كه آنها از عباس دستورات شفاف براي جنگ متقابل را دريافت نكرده‌اند و آنها هيچ فرماندهي مركزي ندارند.يكي از افسران پليس فلسطين درباره‌ي غيبت دحلان گفت: تفاوتي ميان رهبري در ميدان جنگ و رهبري از پشت تلفن وجود دارد. حماس در حال كنترل مواضع ماست و هيچ دستوري وجود ندارد.!!!!!؟؟؟؟؟؟؟!!!يك منبع نظامي عالي‌رتبه اسراييل نيز گفت: حوادث اخير در غزه هيچ اثري بر امنيت اسراييل ندارد.
...........................................................
سخنگوي نيروهاي حماس با قرائت اطلاعيه‌اي در راديو حماس گفت: ما به مردم اعلام مي‌داريم كه دوران گذشته به پايان رسيد و دوران عدالت فرا رسيد.
......................................................................
......................................................
"محمود عباس" رييس حكومت خودگردان فلسطين شامگاه پنجشنبه شب فرمان انحلال دولت وحدت ملي فلسطين را امضاء كرد.پنج روز است كه غزه شاهد درگيري خونين بين جنبش‌هاي فتح و حماس است.
................................................................
................................................
خبرگزاري فارس: نخست وزير دولت وحدت ملي فلسطين دستور رئيس تشكيلات خودگردان را درباره انحلال دولت منتخب حماس رد كرد و گفت دولت كنوني فلسطين به فعاليت خود همچنان ادامه مي‌دهد.

حاکميت دوگانه در فلسطين
احمد زيدآبادي: دولتي كه پس از چند دور درگيري مسلحانه و صرف تلاش‌هاي طاقت فرساي ديپلماتيك در فلسطين تشكيل شده بود، فرو ريخت تا بار ديگر اثبات شود كه اگر 10 درويش در گليمي بخسبند، دو پادشاه در اقليمي نگنجند.
ديدگاه‌هاي سياسي و ايدئولوژيك حماس و فتح در واقع چنان از هم فاصله داشت كه از همان ابتدا اميدي به همزيستي مسالمت‌آميز آنها در چارچوب دولتي مشترك نمي‌رفت. رهبران حماس و فتح براي اجتناب از برادركشي و بيشتر تحت فشار دولت‌هاي عربي، چندماه پيش در شهر مقدس مكه گردهم آمدند و تفاهمنامه‌اي را براي تشكيل دولت وحدت ملي امضا كردند.
حماس و فتح در حالي به تشكيل دولت وحدت ملي مبادرت كردند كه اعتمادي نسبت به يكديگر نداشتند و براي جبران اين بي‌اعتمادي، پست‌هاي كليدي كابينه را به شخصيت‌هاي مستقل و ميانه‌رو سپردند. در تقسيم قدرتي كه بين دو طرف صورت گرفت، وزارت خارجه به زياد ابوعمرو، وزارت دارايي به سلام فياض، وزرات اطلاع‌رساني به مصطفي برغوثي و وزارت كشور به هاني القواسمي رسيد.
در بين وزارتخانه‌هاي فوق، وزارت كشور بيش از ديگر وزارتخانه‌ها حساس بود، زيرا مسووليت حفظ نظم و استقرار حكومت قانون در سرزمين‌هاي دستخوش هرج‌و‌مرج در نوار غزه و كرانه باختري با اين وزارتخانه بود.
 قواسمي اما از همان ابتدا دريافت كه وزارتخانه تحت رهبري او شير بي‌يال و دم و اشكمي بيش نيست و حماس و فتح هيچكدام علاقه‌اي ندارند كه كنترل نيروهاي نظامي و شبه‌نظامي وابسته به خود را به وزارت كشور بسپارند.
 قواسمي از اين وضعيت و نيز افزايش هرج‌و‌مرج بخصوص در نوار غزه به خشم آمد و با برپايي كنفرانسي مطبوعاتي كناره‌گيري خود را از مقام وزارت كشور فلسطين اعلام كرد.
اودر كنفرانس مطبوعاتي خود محمود عباس و اسماعيل هنيه را به يكسان مورد انتقاد قرار داد و تاكيد كرد كه فتح و حماس هيچكدام علاقه‌اي به تفويض كنترل نيروهاي نظامي و امنيتي خود به وزارت كشور را ندارند و به همين دليل، ماندن وي در كابينه بيهوده و عبث است. 

با استعفاي قواسمي نيروهاي تحت امر فتح و حماس پس از چند ماه آتش‌بس، بار ديگر تعرض به مواضع يكديگر را آغاز كردند و آتش‌بس اعلام شده از سوي محمود عباس و اسماعيل هنيه را ناديده گرفتند.
حمله نيروهاي فتح و حماس عليه يكديگر در طول هفته پيش ابعاد وسيع و بسيار خشني به خود گرفت و سرانجام شش هزار نيروي مسلح به خوبي آموزش ديده حماس توانستند تمام دفاتر و پايگاه‌هاي وابسته به فتح و رئيس دولت خودگردان را در سراسر نوار غزه به كنترل خود در آورند و به تسلط نسبي فتح بر نوار غزه پايان دهند.
محمود عباس اقدام حماس را «كودتا» ناميد و بنا به تصميم كميته اجرايي سازمان آزادي بخش فلسطين، ضمن اعلام حالت فوق‌العاده در سرزمين‌هاي فلسطيني، دولت وحدت ملي به رهبري اسماعيل هنيه را منحل اعلام كرد. هنيه نيز به نوبه خود، دستور محمود عباس را براي انحلال دولت وحدت ملي فلسطين ناديده گرفت و آن را فاقد ارزش دانست.
در پي اين ماجرا، محمود عباس، سلام فياض وزير پيشين دارايي را كه مورد احترام شديد كشورهاي غربي است، مامور تشكيل دولت نجات ملي كرد تا زمينه برگزاري انتخابات زودهنگام پارلماني فراهم شود. اسماعيل هنيه هم معرفي سلام فياض به عنوان نخست وزير را «كودتا» دانست و از وي خواست كه اين سمت را نپذيرد.
در هر صورت، واقعيت حاكم بر سرزمين هاي فلسطيني اين است كه حماس بر سرتاسر نوار غزه مسلط است و فتح ديگر در آنجا قدرتي ندارد. از طرفي، فتح نيز در كرانه باختري رود اردن دست بالا را دارد و موقعيت حماس در اين سرزمين‌ها چندان قوي نيست.
ظاهرا ماجرا اين است كه دولت فلسطيني مانند دولت باستاني يهوديان كه به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم شد، اينك به دو بخش شرقي و غربي كه از قضا به هم متصل هم نيستند، تقسيم شده و هر قسمت تحت حكمراني يك جناح فلسطيني قرار دارد. اين وضع احتمالا تا چندماهي ادامه خواهد داشت، اما موضعگيري جامعه بين‌المللي و بخصوص جامعه عرب نسبت به مشروعيت هر يك از دو دولت، بسيار تعيين كننده خواهد بود.
تاكنون آمريكا و فرانسه از تصميم محمود عباس براي انحلال دولت وحدت ملي حمايت كرده و آن را اقدامي قانوني دانسته‌اند. انگليس نيز هر چند كه از انحلال دولت تحت رهبري اسماعيل هنيه اظهار تاسف كرده، اما قانوني بودن تصميم عباس را مورد پرسش قرار نداده است.
 به نظر مي‌رسد اغلب كشورهاي جهان از جمله اتحاديه عرب نيز از موضع‌گيري آمريكا و فرانسه تبعيت كنند و با قرار دادن وزن خود در كفه فتح، در مقابل حماس موضع بگيرند.چنين روندي، شرايط را براي حماس بسيار دشوار خواهد كرد، زيرا اداره باريكه پر مساله‌اي مانند نوار غزه كه با 360 كيلومتر مربع حدود يك‌و‌نيم ميليون فلسطيني غرق در فقر و بيكاري را در خود جاي داده است، بدون كسب مشروعيت بين‌المللي، بي‌نهايت مشكل و تقريبا غير ممكن است و پايه‌هاي قدرت حماس را با وجود تسلط اين گروه بر باريكه، سست و متزلزل مي‌كند.
 با توجه به اين مساله، چرا حماس اقدام به تسخير پايگاههاي سياسي و نظامي رهبران فتح از جمله محمود عباس در نوار غزه كرد يا مي‌پنداشت كه عباس توانايي يا قدرت قانوني لازم را براي انحلال دولت وحدت ملي ندارد؟ شايد قدرت قانوني محمود عباس به عنوان رئيس‌دولت خودگردان فلسطين براي انحلال دولت اسماعيل هنيه از نقطه نظر حقوقي محل ترديد جدي باشد، اما عباس نه به عنوان رئيس‌دولت خودگردان بلكه به عنوان رئيس كميته اجرايي سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) دولت هنيه را منحل كرد.
با وجود تشكيلات موازي ساف با دولت خودگردان در واقع بحث‌هاي حقوقي در فلسطين بي‌نهايت پيچيده است. ساف بر اين باور است كه به عنوان تنها نماينده قانوني فلسطين – موقعيتي كه سازمان ملل آن را به رسميت شناخته است – جايگاه حقوقي برتري نسبت به دولت خودگردان دارد و حتي دولت خودگردان چيزي بيش از محصول توافق ساف با اسراييل بر اساس پيمان اسلو نيست.
 با وجود اين بحث‌هاي حقوقي، بعيد است اعتراض حماس نسبت به غير قانوني بودن تصميم عباس براي انحلال دولت هنيه به جايي برسد. از اين گذشته، با توجه به نوع برخورد جناح‌هاي فلسطيني با يكديگر، ديگر مسائل حقوقي براي داوري بين آنها چه محلي از اعراب دارد؟
 در آن منطقه ظاهرا هر جناحي كه زور و قدرت بيشتري دارد، آن را براي بسط نفوذ خود به كار مي‌گيرد. در هر صورت، حماس فعلا خود را طرف پيروز منازعه با فتح مي‌بيند، اما به سرعت در خواهد يافت كه در شرايط فوق‌العاده بغرنجي قرار گرفته است.
 شايد برخي رهبران حماس مانند محمود‌الزهار و سعيد صيام كه از تشكيل دولت وحدت ملي ناراضي بودند، اسماعيل هنيه را در مقابل عمل انجام شده قرارداده‌اند وشايد هم فتح انتظار چنين رويدادي را داشته است تا بدين وسيله رقيب خود را در شرايط ضعيفي قرار دهد.
عدم‌حضور فرماندهاني مانند محمد دهلان و ابوشباك در نوار غزه طي هفته گذشته و مقاومت بسيار ضعيف نيروهاي وابسته به فتح در مقابل نيروهاي حماس در حالي كه تعدادشان چند برابر رقيب بود، تا اندازه‌اي ترديد برانگيز است و شايد حماس ناخواسته به دامي افتاده كه تصورش را نداشته است.(شاهد این مدعای زید ابادی همان خبر سوم از بخش  واما اصل ماجرا !!!!؟؟؟؟؟!!!)
.........................................................................................
"خون فلسطيني خط قرمز ما است و ريختن اين خون بطلان تمامي حرمت‌هاي فلسطيني است. اين وصيت ياسر عرفات رهبر فقيد فلسطين است كه هميشه به آن تكيه مي‌كرد. اما آيا امروز كسي از فلسطيني‌ها وجود دارد كه گوشش با زمزمه‌هاي اين وصيت آشنا باشد؟ امروز جنبش فتح و حماس نه تنها به وصيت عرفات عمل نكردند و حرمت خون فلسطيني‌ها را نگه نداشتند بلكه آن چه را كه تا به امروز عرفات و ديگر شهداي فلسطيني براي كسب قضيه فلسطين يعني تشكيل كشور مستقل فلسطيني به پايتختي بيت‌المقدس و پايان اشغالگري‌هاي اسراييل بدست آوردند، نيز در معرض خطر قرار داده‌اند."
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) روزنامه‌ي القدس العربي -چاپ لندن- با ارايه‌ي تحليلي تحت عنوان "حماس يا فتح، متهم كيست؟" مي‌نويسد: «در لبنان در حالي درگيري‌هاي نهرالبارد ادامه دارد كه تمامي جهان شبه نظاميان فتح الاسلام را به عنوان يك گروه يا يك سازمان فلسطيني جدا شده از جنبش فتح مي‌شناسند. به رغم آن كه گروه‌هاي فلسطيني در كنار سازمان آزادي بخش فلسطين تلاش‌هاي گسترده‌اي براي تبرئه‌ي فلسطيني‌ها از عملكرد شبه نظاميان فتح‌الاسلام انجام دادند و مي‌توان گفت كه در كنار ارتش لبنان به موفقيت‌هايي براي حل اين بحران كه بسياري از آن به بحران فلسطيني-لبناني ياد مي‌كنند، دست يافتند اما اين مساله به بينش و ديد جامعه‌ي جهاني نسبت به قضيه‌ي فلسطين به خصوص در زمينه‌ي جريان مقاومت مسلحانه در برابر تجاوزات اسراييل بسيار تاثير منفي گذاشته است.»
در ادامه‌ي اين تحليل آمده است: «در حالي كه درگيري‌هاي نهرالبارد ادامه دارد بحران فلسطيني-لبناني به بحران فلسطيني-فلسطيني تبديل شد و حرمت خون فلسطيني‌ها براي چندمين بار متوالي شكسته شد. درست در زماني كه فلسطيني‌ها به جان يكديگر افتاده‌اند اسراييل چون تماشاگري خرسند از جريان فيلم در حال پخش در انتظار درو كردن نتايج اين درگيري‌هاي داخلي فلسطين است. در فلسطين فلسطيني‌ها با سلاح فلسطيني كشته مي‌شوند و در لبنان فلسطيني‌ها با سلاح لبناني هدف قرار داده مي‌شوند. رودخانه‌اي از خون فلسطيني‌ها به راه افتاده است و هيچ كس در اين هياهوي جنگ و آشوب حتي كودكان و زنان فلسطيني در امان نيستند. بجاي آن كه فلسطيني‌ها تمامي توانايي‌هاي خود را براي آزادسازي خاك خود از اشغالگران اسراييلي استفاده كنند اين توانائي‌ها را در يك جنگ داخلي بي‌هدف كه تنها دشمن از آن نفع مي‌برد به تحليل برده‌اند. گويا فلسطيني‌ها در خواب غفلت شايد هم دربند يك طلسم نفرين شده هستند.»
القدس العربي در اين تحليل خود مي آورد: «در زماني كه تمامي اراضي فلسطيني تحت اشغال اسراييل است و هيچ يك از مناطق اشغال شده‌ي كشورهاي عربي تا به امروز به آنها پس داده نشده است فلسطيني‌ها، لبناني‌ها و عراقي‌ها سلاح به دست گرفته‌اند و بجاي آن كه سينه‌ي دشمن را نشانه روند قلب برادر خود را نشانه مي‌روند. محمود عباس (ابومازن) جنبش حماس را مسوول اصلي بحران فعلي فلسطين و درگيري‌هاي مسلحانه دانست و اعلام كرد كه برخي از مسوولان جنبش حماس درصدد انجام يك كودتا عليه تشكيلات خودگردان هستند. حماس نيز برخي از مسوولان جنبش فتح كه در ارتباط با دولت آمريكا و اسراييل هستند را مسوول اصلي اين درگيري‌ها معرفي كرده است و عنوان داشته كه اين مسوولان جنبش فتح درصدد آن هستند كه با گسترش دامنه‌ي درگيري‌هاي داخلي در فلسطين هرج و مرج به راه اندازند و در نهايت دولت متحد ملي فلسطين را با شكست مواجه كنند بلكه در پايان حماس عامل اصلي تمامي اين شكست‌ها و بحران‌ها ميان ملت فلسطين معرفي شود.»
در اين تحليل هم ‌چنين آمده است: «پيش از آن كه دولت متحد ملي فلسطين تشكيل شود ابومازن بارها تهديد كرد كه با انجام همه پرسي يا انتخابات زودهنگام دولت حماس را منحل خواهد كرد و امروز پس از تشكيل دولت متحد ملي تهديد مي‌كند كه با معلق ساختن مشاركت خود تمامي وزيران خود را از اين دولت فرا خواهد خواند. هر يك از اين طرف‌هاي فلسطيني طرف مقابل خود را به يك چيز متهم مي‌كند اما با توجه به تمامي واقعيت‌هاي موجود بايد بگوييم ابومازن مسوول قسمت اعظم اين بحران‌ها و هرج و مرج‌هاي جاري در نوار غزه است. ابومازن در مسووليت اصلي خود يعني اداره‌ي امور فلسطين به بهترين نحو ممكن شكست خورد و نتوانسته براي هيچ يك از بحران‌هاي فلسطين راه‌كار يا راه‌حل‌ مناسب بيابد. ابومازن بايد در همان زمان به صورت علني و رسمي شكست خود را اعلام مي‌كرد و از سمت خود كناره‌گيري و استعفا مي‌داد. البته نمي‌توان اسماعيل هنيه، نخست وزير فلسطين را از نقش داشتن در اين بحران‌هاي جاري در فلسطين مستثني كرد.»
در پايان اين تحليل آمده است: «به هر حال آن چه كه امروز مهم است مشخص كردن متهم اصلي اين بحران‌ها و درگيري‌ها نيست بلكه امروز بايد تمامي فلسطيني‌ها به نداي عقلي خود گوش فرا دهند و پيش از آن كه اين زخم چركين شود، هر چه سريعتر آن را مداوا كنند. ديگر مردم فلسطين خسته‌ شده‌اند و نمي‌توانند شاهد قرباني شدن كودكان و زنان خود در جنگ قدرت ميان برخي از مسوولان فلسطيني فريفته‌ي غرب باشند. تمامي مسوولان فلسطيني در قبال تمامي خون‌هاي فلسطيني ريخته شده مسوولند و عاملان اين درگيري‌ها بايد در برابر ملت فلسطين مجازات شوند. شايد باور كردني نباشد اما بسياري از سركردگان اين بحران در حالي كه از فلسطين به هتل‌هاي قاهره و امان پناه آورده‌اند درگيري‌هاي مسلحانه در نوار غزه را رهبري مي‌كنند. براستي كه اين افراد خطرناك‌تر از دشمن فلسطين يعني اسراييل هستند و بايد به صورت جدي با اين مساله برخورد كرد و ريشه‌هاي اين مزدوران اسراييلي و آمريكايي را خشكاند. بحران داخلي فلسطين با منحل ساختن دولت و به حاشيه كشيدن حماس از عرصه‌ي سياسي امكان پذير نيست زيرا اين گونه تصميم‌گيري‌ها عاقلانه نيست و تنها دامنه‌ي بحران در مناطق فلسطيني را گسترش خواهد داد. تبادل اتهامات ميان مسوولان فلسطيني نيز نمي تواند در حل اين بحران كار ساز باشد بنابراين مسوولان فتح و حماس در اين شرايط حساس بايد از هر گونه تندروي در موضع گيري‌هاي خود اجتناب ورزند و شخصيت‌هاي اعتدال‌گراي دو طرف در برقراري آرامش اوليه و متوقف كردن عمليات‌هاي مسلحانه‌ي جاري در نوار غزه مي توانند بسيار تاثير گذار باشند.»
..............................................................................
جنگ داخلي فلسطيني‌ها و مسئوليت ابوعمار
خشم ناشي از جنگ داخلي بين فلسطيني‌ها، مانع از آن مي‌شود كه با زباني سرد و خشك مساله را تحليل كنم.
آنچه در نوار غزه مي‌گذرد، يك افتضاح و جنون تمام عيار است و جز به زبان بد و بيراه نمي‌توان در باره آن سخن گفت.

اما ما در ايران، از زبان بد و بيراه خسته و بيزار شده‌ايم و مي‌خواهيم در باره غم انگيزترين رويدادها نيز سخني بي‌طرفانه بشنويم، هر چند كه خشك و سرد و بي‌روح باشد.
وقتي كه انتفاضه دوم آغاز شد من در زندان بودم و به منابعي كه بتوانم تحليلم را به روز كنم، دسترسي نداشتم. با اين حال، همين كه شنيدم انتفاضه دوم رنگ مسلحانه به خود گرفته است، با دريغ و درد گفتم، واي به حال فلسطيني‌ها!
اين نظر را پس از آزادي از زندان هم مطرح و تاكيد كردم كه فلسطيني‌ها براي دستيابي به حقوق خود بهتر است كه انتفاضه دوم خود را مانند انتفاضه نخست، به صورت اعتراض مدني در آورند و از مسلحانه كردن آن بپرهيزند، اما كساني كه قادر به ديدن فاصله‌اي بيش از نوك دماغشان نيستند و يا نان خود را در خونريزي و خشونت مي‌بينند، فرياد بر آوردند كه فلاني حامي رژيم صهيونيستي است و مخالف مبارزه مردم فلسطين.
احتياجي به نبوغ نداشت تا بتوان سرانجام انتفاضه مسلحانه آن هم از نوع عمليات انتحاري را براي فلسطيني‌ها حدس زد. طبعا مي‌شد ديد كه همه دستاوردهاي انتفاضه اول به باد خواهد رفت و سرزمين‌هاي فلسطيني در منجلاب ميليتاريسمي افسار گسيخته غرق خواهد شد.
اصرار من بر نظراتم، خشم دوستان اصلاح طلب از جمله دوست عزيزم آقاي محسن آرمين و همينطور آقاي دكتر مهاجراني را برانگيخت و آن دو بحثي قلمي را با من در روزنامه بنيان در انداختند كه البته بنيان روزنامه هم در پي اين بحث بر افتاد!
به باور من، آن دو دوست از مسائل فلسطين بي‌اطلاع نبودند و در بحث تلخي كه بين‌مان درگرفت، حسن نيت داشتند، اما به گمانم آنها به مصائب فلسطيني‌ها بيشتر از عينك عواطف خود مي‌نگريستند و از همين رو، به فاجعه‌اي كه دير يا زود فرا مي‌رسيد، باور نداشتند.
به هر حال، بر كساني كه از اين سوي دنيا به فلسطين نگاه مي‌كردند، حرجي نيست، تعجب من از مرحوم ابوعمار است كه چطور مردي با آن ميزان از سابقه و تجربه متوجه نشد كه انتفاضه مسلحانه چه مشكلات غامض و پيچيده‌اي براي فلسطيني‌ها به بار خواهد آورد.
من همواره مدافع ابوعمار بوده‌ام و در واقع دفاع از او بود كه مارك حمايت از اسراييل را براي من به همراه آورد.
اما امروز كه به گذشته مي‌نگرم، نمي‌توان سهم ابوعمار را در فجايعي كه اكنون در فلسطين جريان دارد، ناديده بگيرم. او در واقع نتوانست بفهمد كه انتفاضه مسلحانه در سرزميني كه انباشته از گروههاي سياسي و مذهبي است و هيچ گروهي اقتداري براي دولت ضعيف برآمده از پيمان اسلو به رسميت نمي‌شناسد، فقط سبب رشد ميليتاريسم، هرج و مرج و مسابقه گروهها و دسته‌ها براي افراط بيشتر مي‌شود.
شايد هم ابوعمار به اين مساله آشنا بود، اما به خطر افتادن موقعيت شخصي‌اش مانع از آن شد كه تصميم درست بگيرد.
به نظر مي‌رسد ابوعمار در سال‌هاي پايان زندگي‌اش نوعي بازي سياسي نه چندان دورانديشانه‌اي را براي بقاي خود آغاز كرد. اين بازي هر چند كه سبب حفظ موقعيت او تا آخر عمرش شد، اما جامعه فلسطيني را بر پايه‌اي استوار ساخت كه ديگر نتواند روي ثبات را ببيند.
ابوعمار 17 دستگاه امنيتي، نظامي و انتظامي براي دولت كوچك خود شكل داد و از رقابت بين آنها براي تحكيم قدرت خود استفاده كرد. اين 17 دستگاه اما تنها نيروهاي مسلح در سرزمين فلسطين نبودند، همه گروههاي سياسي اعم از مذهبي و ماركسيست و لائيك شبه نظاميان وابسته به خود را تقويت كردند و آنها را براي افزايش قدرت و نفوذ خود به كار گرفتند.
تا دوره‌اي كه حملات شبه نظاميان متوجه اسراييل بود، از نقطه نظر داخلي براي فلسطيني‌ها جاي نگراني نداشت، اما هنگامي كه اسراييل حملات را پرهزينه و مشكل كرد و شبه نظاميان را به تجديد نظر در رفتارشان واداشت، هر گروهي با قبيله‌اي پيوند خورد و با ناديده گرفتن قانون، سرزمين‌ها را در هرج ومرج فرو برد.
هرج و مرج هم غايت ماجرا نبود. هم اكنون نظاميان و شبه نظاميان حامي حماس و فتح براي كنترل چند اردوگاه چنان به قلع و قمع يكديگر مشغولند كه گويي براي تسخير جهان به نبرد برخاسته اند.
اين تازه شايد اول كار باشد. در نوار غزه حدود ده گروه مسلح به فعاليت مشغولند كه هر از گاهي ماهيت يكي از آنها افشاء مي‌شود. گروه لشكر اسلام با ربودن آلن جانستون خبرنگار بي بي سي هويت خود را فاش مي‌كند و گروه شمشرهاي حقيقت با تهديد مجريان زن تلويزيون و اينكه اگر به صورت خود نقاب و پوشه نزنند گلوي آنان را گوش تا گوش خواهد بريد!
دريغ و آه كه افراطگرايي و خشونت در دنياي اسلام به فضيلت تبديل شده و اندكي بلوغ فكري وسياسي حكم كيميا پيدا كرده است!

0 نظرات:

ارسال یک نظر

 
طراحی و فارسی سازی توسط میثاق اختر(misagh akhtar) | برای مشاهده بهتر وب سایت لطفا از جستجوگر firefox استفاده کنید