خاتمی تدارکاتچی؟!
تا کنون دو تفسیر ناروا از سخن مهم و افشاگرانه آقای خاتمی که (( عده ای رئیس جمهور را تدارکاتچی می خواهند )) ارائه شده است. یکی از مواضع اصلاح طلبی و دیگری از منظر اقتدارگرایی. به نظر من رییس دولت اصلاحات پس از روبرو شدن با مقاومت نهادهای انتصابی برای رد لوایح دوگانه با بیان جمله فوق اقتدارگراهایی را افشا کرد که رای مردم و جایگاه و وظایف رییس جمهور را نادیده می گرفتند و از آقای خاتمی انتظار داشتند به داشتن پست رییس جمهوری خشنود باشد ولی درباره نقض حقوق ملت سکوت کند. گزاره فوق که استراتژی اقتدارگراها را در یک جمله خلاصه و افشا کرد این بود که عده ای درصدند نهاد انتخابات را گروگان بگیرند مجلس را فرمایشی و منتخب مردم را در ریاست جمهوری تدارکاتچی مراکز قدرت کنند.
برداشت بعضی اصلاح طلبان از سخن فوق چنین بود که رئیس جمهور وقت خود علنا گفت تدارکاتچی است. سپس انتقاد می کنند که چرا با وجود این وضعیت ممکن است آقای خاتمی دوباره نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود. گروهی از آنان حتی می پرسند که چرا اساسا وی در دور دوم(سال ۸۰ )کاندیدای ریاست جمهوری شد؟
اخیرا نماینده ولی فقیه و مدیر مسئول روزنامه کیهان سخن فوق را از منظری دیگر تحریف کرد. وی که هراس خود و جریان متبوعش را از نامزدی آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ با طرح موضوع رد صلاحیت ایشان در شورای نگهبان به نشان داد ادعا کرد:((آقای خاتمی حداقل به این علت که به قول خودش در دوران ریاست جمهوری فقط یک تدارکاتچی بوده است و جریان امور در دست کسانی بود که باز هم به قول خود ایشان خواسته دشمنان اسلام و انقلاب را دنبال می کردند و ... می تواند گزینه مطلوبی برای دشمنان بیرونی باشد حتی اگر خود ایشان هم نخواهد- که البته نمی خواهد-ولی می شود.))(سرمقاله کیهان ۷/۵/۸۷)
افشا گری آقای خاتمی علیه اقتدارگراها به شیوه مخصوص آقای شریعتمداری چنین تحریف شده است که گویا وی اعتراف کرد در زمان ریاست جمهوری تدارکاتچی اصلاح طلبان رادیکال بود که دشمنان اسلام و انقلاب محسوب می شوند. در این مورد توجه به دو نکته لازم است. اول آنکه عبارت آقای خاتمی تصریح دارد که خود را تدارکاتچی نمی داند نه برای اقتدارگراها و نه برای دشمنان اسلام و انقلاب. او جایگاه حقوقی ریاست جمهوری را نیز تدارکاتچی نمی داند چون اگر چنین بود هرگز نامزد انتخابات ریاست جمهوری نمی شد.
دوم آنکه بر خلاف ادعای آقای شریعتمداری که مخالفان و دشمنان اسلام و انقلاب به دنبال نامزدی خاتمی هستند در این مورد خاص یعنی تحریف سخن او و تدارکاتچی خواندن رییس جمهور و تلاش برای جلوگیری از نامزدی آقای خاتمی همسویی آشکاری میان کیهان چاپ تهران کیهان چاپ لندن سلطنت طلبان شاه اللهی استالینیست های خشونت پرست و سازمان مجاهدین خلق دیده می شود. برای آگاهی از این هم آوایی کافی است دو لفظ خاتمی و تدارکاتچی را در کنار هم در اینترنت جستجو و نتایج آن را مرور کرد.
به نظر آقای خاتمی ریاست جمهوری عالی ترین مقام کشور پس از مقام رهبری است که با رای مستقیم مردم انتخاب می شود و در عین ریاست قوه مجریه مجری قانون اساسی است. بنابرین لازم است اختیارات تصریح شده او در قانون اساسی از جمله در جلوگیری از نقض قانون اساسی به رسمیت شناخته شود تا منتخب اکثریت مردم با اتکا به رای ملت مجری قانون حافظ حقوق مردم و حدود حکومت باشد. در راس همه این حقوق انتخابات آزاد قرار دارد.
راهبرد اقتدارگراها تقلیل جایگاه ریاست جمهوری بلکه تخفیف تمام نهادهای انتخابی و انتصابی تا حد تدارکاتچی سیستم متمرکز فردسالار و سلسله مراتبی است. طبق این دیدگاه روسای سه قوه باید نقش روسای دفاتر را ایفا کند. مجلس نیز باید گوش به فرمان باشد تا آقای کردان با یک نقل قول آقای که چند و چون آن دارای ابهام است وزیر کشور شود. این نگاه و راهبرد ساختارشکنانه است و باید با آن مقابله کرد.
فرض کنیم آقای خاتمی خود را تدارکاتچی حکومت خواند. در این صورت لازم است دسته اول توضیح دهند: کانون قدرت کدام تدارکاتچی را بهتر از خاتمی می تواند پیدا کند که به تعبیر این دوستان دستکش سفید بر مشت آهنین باشد و برای یک نسل دیگر جمهوری اسلامی ایران را بیمه کند؟ به علاوه چرا نماینده ولی فقیه در کیهان با شتابزدگی از رد صلاحیت این تدارکاتچی خبر می دهد؟ آیا اقتدارگراها نباید فرش قرمز پهن کنند تا این تدارکاتچی نامزد شود و ایران را از بحران هایی که تدارکاتچی فعلی برای کشور ایجاد کرده است رهایی بخشد؟ آمدن یا نیامدن یک تدارکاتچی آیا به این همه هراس و توهین و تهدید نیاز دارد؟
چنانچه خاتمی تدارکاتچی بود چگونه آن جراحی بزرگ را در وزارت اطلاعات انجام داد و چشم فتنه ستاد قتل های زنجیره ای را در آورد و مافیای اقتصادی در پوشش مجموعه اطلاعاتی - امنیتی کشور را متلاشی کرد؟
آیا یک تدارکاتچی می توانست دستور دهد شورایعالی امنیت ملی کمیته ای تشکیل دهد و گزارش دقیق فاجعه ۱۸تیر را برای دفاع از حقوق دانشجویان مظلوم کوی منتشر کند تا ابعاد جنایت در تاریخ ثبت و حتی الامکان از تکرار آن جلوگیری شود؟
چگونه آقای خاتمی در قامت یک تدارکاتچی می توانست دستور دهد تعدادی از وزرا مرگ زهرا کاظمی در زندان راز گشایی کنند تا از فریب افکار عمومی توسط دادستانی جلوگیری شود؟
آیا یک تدارکاتچی می توانست با تاسیس هیات نظارت و پیگیری بر اجرای قانون اساسی گزارش ها بررسی ها و نامه نگاری های مهمی را در جهت جلوگیری از نقض قانون اساسی و دفاع از حقوق شهروندان که در بسیاری از موارد صورت نهادینه به خود گرفته بود و هیچ کس از آن خبری نداشت انجام دهد؟
این چه تدارکاتچی بود که توانست به اقتصاد کشور سرو سامان بدهد پروژه های بزرگی مانند عسلویه و پارس جنوبی راه اندازی کند نظر همه ی اعضای سازمان ملل متحد را به پیشنهاد خود جلب کند دنیا او را رئیس جمهوری فرهیخته صاحب نظر و موثر در روابط بین المللی بخواند اگر چه نتوانست همه آرمانهایش را محقق کند.
چگونه یک تدارکاتچی می توانست آزادترین انتخابات در جمهوری اسلامی ایران را در دوره دوم شوراها برگزار کند و برغم میل مراکز قدرت صلاحیت داوطلبان همه گرایش های سیاسی را تایید کند تا آنان بتوانند در انتخابات نامزد ویژه خود را معرفی کنند؟
چرا در دوره آقای خاتمی بهار مطبوعات را مشاهده کردیم خانه احزاب شکل گرفت و به احزاب حتی منتقدان یارانه پرداخت شد. مگر یک تدارکاتچی می تواند چنین نقش موثری ایفا کند؟
چگونه یک تدارکاتچی می توانست علاوه بر اصلاح رفتار نهادهای قوه مجریه تاثیر تعیین کننده بر رفتار نهادهای انتصابی مانند بسیج و نیروی انتظامی بگذارد؟
در کشوری که اقتدارگراها شعارشان این بود که هر کس با ما نیست علیه ماست و در نتیجه باید از همه حقوق سیاسی و مدنی خود محروم شود چگونه یک تدارکاتچی توانست ادبیات سیاسی کشور را تغییر دهد؟ آیا یک تدارکاتچی می تواند شعار مخالف هاشمی مخالف رهبر است مخالف رهبری دشمن پیغمبر است را به شعار زنده باد مخالف من تبدیل کند؟
راهبرد اقتدارگراها آن است که همه نهادهای کشور چه در درون حکومت مانند مجلس و چه در جامعه مدنی از قبیل مطبوعات و احزاب را تدارکاتچی یا مجیزگوی قدرت کنند. راه صحیح مقابله با این راهبرد آیا رها کردن نهادهاست یا تلاش برای اینکه نهادهای فوق جایگاه واقعی خود را کسب کنند و تدارکاتچی نشوند؟
از نماینده محترم ولی فقیه در کیهان انتظاری نیست اما از دوستان اصلاح طلب پذیرفته نیست که در برابر روند خطرناک تدارکاتچیزاسیون سکوت کنند و به انتقاد از خاتمی بپردازند که چرا این پروژه را افشا کرده است.
برای اینکه فهم عامه از سازو کار قدرت سی سال پس از پیروزی انقلاب معلوم شود کافی است به این سه عبارت توجه کنید:
۱. نمی گذارند آقای خاتمی نامزد شود.یا به او پیغام می دهند که نیاید یا رد صلاحیتش می کنند.
۲. اجازه نمی دهند که نام او از صندق های رای بیرون آید.
۳. حتی اگر رئیس جمهور شود باز هم هر نه روز یک بار برایش بحران ایجاد می کنند.
از منتقدان محترم می پرسم که چرا سه گزاره فوق از مقبولیت وسیع در افکار عمومی برخوردار است؟ علت آن است که می دانند خاتمی از وجاهت زیادی در میان مردم برقرار است و نمی خواهد تدارکاتچی قدرت باشد. او خود را مدافع حقوق مردم می داند اگر چا بنای مقابله با حکومت را ندارد و معتقد است راه استقرار دموکراسی در ایران با پرهیز از خشونت می گذرد. بنابرین راه مقابله با تدارکاتچی شدن نهادها و مقامات آن نیست که انتخابات را رها و نهادهای انتخابی را داوطلبانه در اختیار تدارکاتچی های واقعی قرار دهیم. به عکس باید نهاد انتخابات را آزاد کنیم و بکوشیم که قدرت توزیع شود تا مردم از حقوق خود بهره مند گردند.



0 نظرات:
ارسال یک نظر