همه خوشحال و شادیم و غمی نیست
نه اخبار و نه بیست و سی میایی صدا داریم ولی سیما نداریم!
هنوز چپ می زنی ؟ یا با اونایی؟ همه چی این ورا آزاد و مفته
دل مردم براتان تنگه تنگه... اینو بی بی توی اخبار شنفته
((حتی خاطرات تلختم واسه ما ... رسیور این طرف ها هم حلاله
خیلی قشنگه!)) arab sat این وری ... سمت شماله!
(زیادی شد اگر این مصرع فوق می گن ارزونی بی سابقه است این
ولیکن شد پر از احساس و از ذوق! انیشتینه؟ خدایا! نابغه است این؟
(با تشکر از گروه سون) اصن دنیا به یک هو زیر و رو شد
همه اینجا سلامی می رسانند شنیدی بوش چطور بی آبرو شد؟
اگر چه اکثرا چندی ست خوابند شنیدی چیزی از طرحای تازه؟
ولی شکر خدا مش صفائه (قلندر خوابه و شب هم درازه؟)
می گن قلبش طلاس ... دستش شفائه... جلو قاچاق خشخاشو گرفتن
اصن دست روی هر چی که می ذاره شنیدی کل اوباشو گرفتن؟
طلا می شه ... سه سوت!ردخور نداره خدا خیرش بده ما که رضاییم
خدا مرگم بده ... کافر شدم باز نباشه دسته جمعی کله پاییم
چرا این گونه شد این نامه آغاز؟ ز وضع قوت گر خواهی بدانی
به قول شاعر رند نظرباز(؟!) پریم تا خرخره از شادمانی
بدون نام او کی نامه شد باز؟ اگر یک دو نفر هم شکوه دارند
((به نام حضرت باری تعالی)) از آن مزدورهای جیره خوارند
(بدین صورت شروع شد نامه ... حالا!) ملالی نیست اینجا طبق آمار
محمد خاتمی ... حالت چطوره؟ به جز دوری تو آن هم نه بسیار...
بگو دانم که احوالت چطوره؟ برنج و نان و گندم هست کافی
هنوز کیفیت به کوکه ... شاده جونت؟ می گم راستی تو هم با قالیبافی؟!
هنوز سبز سرت؟ سرخه زبونت؟ ببینم توی دوری از ریاست...
دماغت چاقه؟ اوضات خوبه سید؟ خبرهایی شنیدی از سیاست؟
هنوز جنس عبات مرغوبه سید؟ شنیدی گنجی و آزاد کردن؟
(هنوز هم بی جهت می خندی یا نه؟ به شدت مردم و ارشاد کردن؟
به هر جا گفتمان می بندی یا نه؟ شنیدی توی دانشگاه زنجان...
هنوزم طالب اصلاح هستی ؟ شنیدی چیزی از الهام و کردان؟
به قول مش صفا ... گمراه هستی؟ شنیدی برج میلاد و فروختن؟
اگر از حال ماها هم بخواهی شنیدی می شه چند تایی گرفت زن؟
سلامت ... شادمانی ... روبه راهی
تمام مردم ده خوب خوبند گرانی؟ چی؟ تورم؟ نه ... محال است
زنان مثل قدیم ... در رفت و روبند ((برنج آنجا کیلویی خون باباست؟))
و مردان مثل سابق گرم کارند برو سید اینم از اون جواباست
نه معتادند و نه دیگر خمارند... برنج اینجا نهایت صد تومان است
جوونای ده پایین و بالا... مرامی بهترین جای جهان است
همه دنبال تحصیلن به مولا! خیار و سیب زمینی مفت مفت است
نه ماهواره نه علافی ... نه هیزی... همان طوری که در آمار گفته است...
نه کوکائین ... نه شیشه ... نه مریضی تورم یک دو در صد((رشد))کرده...
از اون روزی که رفتی از ده ما گرانی سوی مردم((پشت))کرده...
از این رو شد به اون رو کل اوضاع تساهل معنی تازه گرفته...
کریم اوقلی که گاوش شیر می داد! نمونه اش قافیه در مصرع فوق!!
همون که سهم آب و دیر می داد... تمام شد جیره کاغذ ولیکن
درست شد وام تعمیرات خونه اش... حکایت همچنان باقی ست عمرا
جواد هم زن گرفته نوش جونش! خلاصه می کنم ای خاتمی جان
خودت دیدی که ده چی ب ببین من چه خوشم:((آخ جانمی جان!!))
زن اوستا غلام هم ساکشنی شد! همه خوشحال و شادیم و غمی نیست
می گن جراحی کرد هفتاد و نه بار... نیازی به حضور خاتمی نیست
حالا باید ببینیش ... روم به دیوار! به جان تو خوشیم بسیار سید!
پس از یک دوره فعل و انفعالات... حالا می خوای بیای چی کار سید؟
هزار الله اکبر ... از کمالات! برو هر جا که حال کردی سفر کن
همه خوشحال و شادیم و غ اصولا فکر ده از سر به در کن...
دگر بحث حضور خاتمی چیست؟ برو ایتالیا...قسطنطنیه
تمام گاوها ... گوساله ها خوب ولایت را دودر کن کی به کیه؟
عموها ... عمه ها و خاله ها خوب فقط رفتی اگر از این بیابان
مراتع سبز ... شالی ها به سامان سلامم را رسان لطفا به باران...
هوا عالی ... بهاری ... ناز ... مامان! در آخر این تو و این وضع ایران...
می گم راستی رضاتون چونه؟ سید؟ حالامی خوای بیا... می خوای بپیچان!
هنوزم درسشو می خونه سید؟
سلام آقا محمد با ارادت می خواست دکتر بشه از اون قدیما؟
و عرض احترام از روی عادت تهش شد یا که زایید زیر درسا؟
به رسم خوب ایام رفاقت نوشتی توی آن دستخط پیشی
نوشتم نامه تا گیرم سراغت می خواد دکتر شه ... می گفتی :
نوشتم نامه ای با عشق و امید ((نمی شی!))
اگر خطم بده لطفا ببخشید یه دانشگاه زده آکسفورد اینجا
گمانم برده ای ما را ز یادت؟ که مدرک می ده مفتی ... ده تا ده تا!
منم ... ۹کبلا مرادو: از ولایت به زیرک ها ... به دانشجوی با هوش...
چه ایام خوشی با هم سپردیم مگه کردان نیومد؟ خوب اونم روش!
چه بحث و گفتمان هایی که کردیم... رفیقت بود که یک ذره تپل بود...
حدودا دوم خرداد بودا... مشاور بود اگر چه عقل کل بود!
دل مردم ز غم آزاد بودا... دماغش چاقه؟ فوله گیگا بایتش؟
مث برق و مث توفان گذشت ها... هنوز چیز می نویسه توی سایتش؟
به یادت هست که؟ هفتاد و هشت ها... فرامرز بچه مش اصغرآقا
کجایی مشتی؟ اینجا جات خالی ست براش کامنت می ذاره ... روزی صدتا
بدون تو توده صلح و صفا نیست آخه پهنای باند ما زیاده...
به این شدت که نه ... اما خدایی یه جورایی سر شیرش گشاده
محمد خاتمی!... جدا کجایی؟ خدا قوت بگو به این رئیسا...
تو یاهو وقتی on هستم که نیستی چه حالی داد به این وب لاگ نویسا...
. .
. .
. .
(بقیه در ادامه مطالب)
کلوب و سیصدوشصتم که نیستی... پروکسی و مرکسی ما نداریمنه اخبار و نه بیست و سی میایی صدا داریم ولی سیما نداریم!
هنوز چپ می زنی ؟ یا با اونایی؟ همه چی این ورا آزاد و مفته
دل مردم براتان تنگه تنگه... اینو بی بی توی اخبار شنفته
((حتی خاطرات تلختم واسه ما ... رسیور این طرف ها هم حلاله
خیلی قشنگه!)) arab sat این وری ... سمت شماله!
(زیادی شد اگر این مصرع فوق می گن ارزونی بی سابقه است این
ولیکن شد پر از احساس و از ذوق! انیشتینه؟ خدایا! نابغه است این؟
(با تشکر از گروه سون) اصن دنیا به یک هو زیر و رو شد
همه اینجا سلامی می رسانند شنیدی بوش چطور بی آبرو شد؟
اگر چه اکثرا چندی ست خوابند شنیدی چیزی از طرحای تازه؟
ولی شکر خدا مش صفائه (قلندر خوابه و شب هم درازه؟)
می گن قلبش طلاس ... دستش شفائه... جلو قاچاق خشخاشو گرفتن
اصن دست روی هر چی که می ذاره شنیدی کل اوباشو گرفتن؟
طلا می شه ... سه سوت!ردخور نداره خدا خیرش بده ما که رضاییم
خدا مرگم بده ... کافر شدم باز نباشه دسته جمعی کله پاییم
چرا این گونه شد این نامه آغاز؟ ز وضع قوت گر خواهی بدانی
به قول شاعر رند نظرباز(؟!) پریم تا خرخره از شادمانی
بدون نام او کی نامه شد باز؟ اگر یک دو نفر هم شکوه دارند
((به نام حضرت باری تعالی)) از آن مزدورهای جیره خوارند
(بدین صورت شروع شد نامه ... حالا!) ملالی نیست اینجا طبق آمار
محمد خاتمی ... حالت چطوره؟ به جز دوری تو آن هم نه بسیار...
بگو دانم که احوالت چطوره؟ برنج و نان و گندم هست کافی
هنوز کیفیت به کوکه ... شاده جونت؟ می گم راستی تو هم با قالیبافی؟!
هنوز سبز سرت؟ سرخه زبونت؟ ببینم توی دوری از ریاست...
دماغت چاقه؟ اوضات خوبه سید؟ خبرهایی شنیدی از سیاست؟
هنوز جنس عبات مرغوبه سید؟ شنیدی گنجی و آزاد کردن؟
(هنوز هم بی جهت می خندی یا نه؟ به شدت مردم و ارشاد کردن؟
به هر جا گفتمان می بندی یا نه؟ شنیدی توی دانشگاه زنجان...
هنوزم طالب اصلاح هستی ؟ شنیدی چیزی از الهام و کردان؟
به قول مش صفا ... گمراه هستی؟ شنیدی برج میلاد و فروختن؟
اگر از حال ماها هم بخواهی شنیدی می شه چند تایی گرفت زن؟
سلامت ... شادمانی ... روبه راهی
تمام مردم ده خوب خوبند گرانی؟ چی؟ تورم؟ نه ... محال است
زنان مثل قدیم ... در رفت و روبند ((برنج آنجا کیلویی خون باباست؟))
و مردان مثل سابق گرم کارند برو سید اینم از اون جواباست
نه معتادند و نه دیگر خمارند... برنج اینجا نهایت صد تومان است
جوونای ده پایین و بالا... مرامی بهترین جای جهان است
همه دنبال تحصیلن به مولا! خیار و سیب زمینی مفت مفت است
نه ماهواره نه علافی ... نه هیزی... همان طوری که در آمار گفته است...
نه کوکائین ... نه شیشه ... نه مریضی تورم یک دو در صد((رشد))کرده...
از اون روزی که رفتی از ده ما گرانی سوی مردم((پشت))کرده...
از این رو شد به اون رو کل اوضاع تساهل معنی تازه گرفته...
کریم اوقلی که گاوش شیر می داد! نمونه اش قافیه در مصرع فوق!!
همون که سهم آب و دیر می داد... تمام شد جیره کاغذ ولیکن
درست شد وام تعمیرات خونه اش... حکایت همچنان باقی ست عمرا
جواد هم زن گرفته نوش جونش! خلاصه می کنم ای خاتمی جان
خودت دیدی که ده چی ب ببین من چه خوشم:((آخ جانمی جان!!))
زن اوستا غلام هم ساکشنی شد! همه خوشحال و شادیم و غمی نیست
می گن جراحی کرد هفتاد و نه بار... نیازی به حضور خاتمی نیست
حالا باید ببینیش ... روم به دیوار! به جان تو خوشیم بسیار سید!
پس از یک دوره فعل و انفعالات... حالا می خوای بیای چی کار سید؟
هزار الله اکبر ... از کمالات! برو هر جا که حال کردی سفر کن
همه خوشحال و شادیم و غ اصولا فکر ده از سر به در کن...
دگر بحث حضور خاتمی چیست؟ برو ایتالیا...قسطنطنیه
تمام گاوها ... گوساله ها خوب ولایت را دودر کن کی به کیه؟
عموها ... عمه ها و خاله ها خوب فقط رفتی اگر از این بیابان
مراتع سبز ... شالی ها به سامان سلامم را رسان لطفا به باران...
هوا عالی ... بهاری ... ناز ... مامان! در آخر این تو و این وضع ایران...
می گم راستی رضاتون چونه؟ سید؟ حالامی خوای بیا... می خوای بپیچان!
هنوزم درسشو می خونه سید؟
چلچراغ/سال هفتم/شماره۳۱۴/شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۷



0 نظرات:
ارسال یک نظر